فاپی!
گاهی از میان تمامی دوستانت، خویشاوندانت و حتی عزیزانت
یک "کنیز" وفاداری و صداقتش از همه نسبت به تو بیشتر است!...
و زلالی چشمانش از حقیقت سیراب است و این را میتوان از کیلومتر ها فاصله فهمید...
براستی گردنکشان و ستمکاران و سیه بختان روزگار کدامیشان کنیز و برده بوده اند؟!
چرا همیشه باید قهرمانان داستان ها را ستود؟ که در نبود اینان قهرمانی نبود!
اصلا براستی کدام قهرمان؟ قهرمان از نظر من و شما؟!
حرفم این است، گاهی "گاهی" باید در حضور این بردگان خموش شد و زانو زد...
و اندکی درس آزادی گرفت...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 18:18 توسط کاوه
|